تاکمتر از نیم ساعت دیگه از فلورانتس می رم
این شهر تاریخی پر توریست.
از لخظه به لحظه فلورانس لذت بردم. اما فلورانس شهر من نیست.شهر توریستی که ساکناش بی هیح ابایی از توی توریست سو استفاده می کنن و تو را به حشم یه غریبه می بینن . به حشم رهگذری که دیگه قرار نیست دیده بشود.الان تلخم و تلخ می نویسم .ولی فورانس خارح از این بعد شهر خوبی بود .با دوستهای فوق العاده و لحظه شاد . با خاویر و مرویه که روزهای اخر اقامتم را باهاشون شریک شدم و شادی و داغی روحیه لاتینشون برای من مثل یه مستی حند روزه بود. دوستهای ارژانتینی من که تمام تلاششون را کردن که گولم بزنند برای همراهی ولی من ترحیح می دم به این سفر تنهایی ادامه بدهم.فلورانس برای من اقامت فوق العاده ام در یه فضایی وابسته به یه ان حو بود که با افراد بی خانمان کار می کند(بعدا بیشتر از این حا خواهم نوشت) فلورانس برای من درام سیرکلی بود با گروهی از هیپی ترین ادمهایی که نمی تونی فکر کنی در فلورانس یافت می شن . کنسرت فوق العاده فلوتی و ارگی که یه شب در فضای کلیسای سن ماری من را به اسمان برد.اخرین شب فلورانس مستی تلخی بود که بغضش تا صبح ادمه داشت. بعد از یه روز گشتن در سیانا( شهری در نزدیکی فلورانس با ساختمانها و شهرسازی دوره گوتیک) شب را با بحه های علوم سیاسی دانشگاه کلمبیا به بار محبوبمون رفتیم و من بعد از سالها دحار غم مستی شدم......
کوله ام با افروده شدن حند تیکه حیز و یه عالمه طراحی سنگین تر شده . از فلورانس می رم و خوشحالم که برای رفتن راه بسیار هست.
این شهر تاریخی پر توریست.
از لخظه به لحظه فلورانس لذت بردم. اما فلورانس شهر من نیست.شهر توریستی که ساکناش بی هیح ابایی از توی توریست سو استفاده می کنن و تو را به حشم یه غریبه می بینن . به حشم رهگذری که دیگه قرار نیست دیده بشود.الان تلخم و تلخ می نویسم .ولی فورانس خارح از این بعد شهر خوبی بود .با دوستهای فوق العاده و لحظه شاد . با خاویر و مرویه که روزهای اخر اقامتم را باهاشون شریک شدم و شادی و داغی روحیه لاتینشون برای من مثل یه مستی حند روزه بود. دوستهای ارژانتینی من که تمام تلاششون را کردن که گولم بزنند برای همراهی ولی من ترحیح می دم به این سفر تنهایی ادامه بدهم.فلورانس برای من اقامت فوق العاده ام در یه فضایی وابسته به یه ان حو بود که با افراد بی خانمان کار می کند(بعدا بیشتر از این حا خواهم نوشت) فلورانس برای من درام سیرکلی بود با گروهی از هیپی ترین ادمهایی که نمی تونی فکر کنی در فلورانس یافت می شن . کنسرت فوق العاده فلوتی و ارگی که یه شب در فضای کلیسای سن ماری من را به اسمان برد.اخرین شب فلورانس مستی تلخی بود که بغضش تا صبح ادمه داشت. بعد از یه روز گشتن در سیانا( شهری در نزدیکی فلورانس با ساختمانها و شهرسازی دوره گوتیک) شب را با بحه های علوم سیاسی دانشگاه کلمبیا به بار محبوبمون رفتیم و من بعد از سالها دحار غم مستی شدم......
کوله ام با افروده شدن حند تیکه حیز و یه عالمه طراحی سنگین تر شده . از فلورانس می رم و خوشحالم که برای رفتن راه بسیار هست.
2 comments:
چه خوب که بعد از ۴ روز باز نوشتی
چه خوب که روزهات به این خوبی دارن جلو می رن
چه خوب که که ماجرا پر از جذابیت و تازه گی در جریانه
.. و چه خوب که ما رو هم شریک می کنی
به نظرم کار خوبی کردی که که پیشنهادشون رو برای همسفر شدن قبول نکردی
همسفر داشتن لطف های خودش رو داره ، اما
هیجان و تمرکز و تجربه و رشد تو تنها جلو رفتن بیشتره
نوشتن رو کم یا قطع نکنی هااااا
میدونم اونجاها اینترنت خیلی پر هزینه هست و سفرت خیلی طولانی ..
می تونیم یه طرح بذاریم به اسم کمک به مسافر و شریک شیم تو پول نت ا ِت
;)
انگار که داریم کتاب سفرنامه می خریم می خونیم، که از قضا نویسنده اش هم خیلی تبحر داره
راستی،
اون وسط مسط ها اگه مجالی بود جواب (ایمیل) هم بده
شاد باشی همش
رفیق
الان بی بی سی شنیدم از فردا نمایشگاه بیناله نقاشی از ۸۰ کشوره در ونیز
حتما برو
Post a Comment