از همه شب نگاهم تنها زوم شد و باقی موند روی یه فریم بسته پاها. اون دو تا حفت پایی که بی اعتنا به بقیه والس می رقصیدن و حتی در انتهای مستی هم اشنا بودن با حرکتها و رفت و برگشتهای اون دیگری.
از همه شب فکرم ختم می شه به تو ، توی لعنتی که انتخابت رفتنه و به همه رقصهایی که نرقصیده ایم......
از همه شب فکرم ختم می شه به تو ، توی لعنتی که انتخابت رفتنه و به همه رقصهایی که نرقصیده ایم......